تبلیغات
فجر - نهم محرم
فجر
فجر وبلاگی فرهنگی اجتماعی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


فجر وبلاگی فرهنگی اجتماعی،فجر وبلاگی فرهنگی اجتماعی،فرهنگ،فجر،وبلاگ فجر،فجر 123،اجتماعی،فرهنگی،فجر وبلاگی فرهنگی اجتماعی،فرهنگ،فجر،وبلاگ فجر،فجر 123،اجتماعی،فرهنگی،فجر وبلاگی فرهنگی اجتماعی،فرهنگ،فجر،وبلاگ فجر،فجر 123،اجتماعی،فرهنگی،فجر وبلاگی فرهنگی اجتماعی،فرهنگ،فجر،وبلاگ فجر،فجر 123،اجتماعی،فرهنگی،فجر وبلاگی فرهنگی اجتماعی،فرهنگ،فجر،وبلاگ فجر،فجر 123،اجتماعی،فرهنگی،فجر وبلاگی فرهنگی اجتماعی،فرهنگ،فجر،وبلاگ فجر،فجر 123،اجتماعی،فرهنگی،

مدیر وبلاگ : f -j -r mn
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما كدام یك از مناسبت های زیر اهمیت بیشتری دارد؟











نهم ماه محرم

«أَلا إِنَّ الدَّعِىَّ بْنَ الدَّعِىَّ قَدْ رَكَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ بَیْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ یَأْبَى اللّهُ لَنا ذلِكَ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤمِنُونَ وَ حُجُورٌ طابَتْ وَ طَهُرَتْ وَ أُنـُوفٌ حَمِیَّةٌ وَ نُفُوسٌ آبِیَـةٌ مِنْ أَنْ نُؤْثِرَ طاعَةَ اللِّئامِ عَلى مَصارِعِ الْكِرامِ »

آگاه باشید كه فرومایه، فرزند فرومایه، مرا در بین دو راهىِ شمشیر و ذلّت قرار داده است و هیهات كه ما زیر بار ذلّت برویم، زیرا خدا و پیامبرش و مؤمنان از این كه ما ذلّت را بپذیریم دریغ دارند، دامنهاى پاك مادران و مغزهاى با غیرت و نفوس با شرافت پدران، روا نمىدارند كه اطاعت افراد لئیم و پست را بر قتلگاه كریمان و نیك منشان مقدّم بداریم.

سلام

واما روز تاسوعا

در روز نهم ماه محرم كه معروف به تاسوعا است، چند رویداد سرنوشت ساز در سرزمین كربلا واقع گردید كه به آن ها اشاره مى كنیم :

1 - ورود شمر به كربلا

شمر بن ذى الجوشن نامه شدید اللحن عبیدالله را در روز نهم ماه محرم به دست عمر بن سعد رسانید و او را از منظور عبیدالله باخبر گردانید.(211) پسر سعد كه نسبت به صلح با امام حسین علیه السلام خوشبین بود و در این راه تلاش زیادى به عمل آورده بود، یك باره در برابر نامه عبیدالله قرار گرفت و راه گریزى براى خود نیافت. به همین جهت سپاهیانش را آرایش داد و آنان را آماده حمله نمود.

2 - نامه امام براى ابوالفضل العباس علیه السلام:

شمر، كه فرمانده پیادگان قشون عمر بن سعد و از عناصر كلیدى و پلید واقعه كربلا بود، در عصر روز تاسوعا، امان نامه اى از عمر بن سعد براى چهار فرزند رشید و دلاور ام البنین علیهاالسلام یعنى عباس ، عبدالله ، جعفر و عثمان از برادران پدرى امام حسین علیه السلام آورد تا آنان را از سپاه خداجوى و حقیقت طلب امام حسین علیه‌السلام جدا سازد.ام البنین ، همسر حضرت على علیه السلام داراى چهار فرزند دلاور و فداكار بود كه همگى در ركاب برادر و امامشان حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام در كربلا حاضر بودند. ام البنین از قبیله بنى كلاب بود كه شمر بن ذى الجوشن نیز به همین تبار انتساب پیدا مى كرد. بدین جهت در عصر تاسوعا به نزدیكى خیمه گاه امام حسین علیه السلام آمد و با صداى بلند فریاد زد: خواهرزادگانم كجایند؟ امام حسین علیه السلام كه منظور شمر را دانسته بود، به برادران خود فرمود: پاسخ شمر را بدهید. اگر چه او فاسق است و لیكن با شما قرابت و خویشى دارد. حضرت عباس علیه السلام به همراه سه برادر خود، در نزد شمر حاضر شدند و از او پرسیدند: حاجت تو چیست؟ شمر گفت : شما خواهرزادگان منید.بدانید تا ساعتى دیگر شعله هاى جنگ برافروخته مى گردد و از یاران حسین بن على علیه‌السلام زنده نمى ماند. من براى شما امان نامه اى از عمر بن سعد آوردم . شما از این ساعت در امان هستید، مشروط بر این كه دست از یارى برادرتان حسین علیه السلام بردارید و سپاهیانش را ترك كنید. حضرت عباس علیه‌السلام كه كانون وفادارى و معدن غیرت بود، بر او بانگ زد: بریده باد دست‌هاى تو و لعنت خدا بر تو و امان نامه‌ات . اى دشمن خدا، ما را دستور مى دهى كه از یاری برادر و مولایمان حسین علیه السلام دست برداریم و سر در طاعت ملعونان و فرزندان ناپاك آنان درآوریم . آیا ما را امان مى دهى ولى براى فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله امانى نیست؟ شمر از پاسخ دندان شكن فرزندان ام البنین ، خشمناك شد و به خیمه گاه خویش برگشت. (212)

3 - فرمان حمله عمومى :

عمر بن سعد، پس از دریافت نامه عبیدالله بن زیاد، احساس كرد، اگر در مبارزه با امام حسین علیه السلام تعلل بورزد، موقعیت خویش را از دست خواهد داد و شمر به جاى او به فرماندهى سپاه خواهد رسید. بدین جهت در عصر تاسوعا بدون هیچ گونه اخطار قبلى و با دست پاچگى تمام فرمان حمله عمومى به سوى خیمه هاى امام حسین علیه السلام را صادر كرد. سپاه كفر پیشه عمر بن سعد، یك پارچه به حركت درآمده و به سوى خیمه هاى امام حسین علیه السلام هجوم آوردند. امام حسین علیه السلام بلادرنگ برادرش عباس بن على علیه السلام را طلبید و وى را به همراه بیست تن از یاران فداكارش چون زهیر بن قین و حبیب بن مظاهر به سوى سپاه دشمن فرستاد، تا عمر بن سعد را ملاقات كرده و علت آتش افروزى هاى بى حاصل آنان را جویا گردند. حضرت عباس علیه السلام به همراه یاران امام حسین علیه السلام به سپاهیان دشمن نزدیك شد و از سركردگان آنان پرسید: منظور شما از این حركت بى جا و غوغاها چیست؟ آنان پاسخ دادند: از امیر عبیدالله بن زیاد فرمان آمده است كه باید بر شما عرضه كنیم و آن این است كه یا در طاعت او درآیید و با وى بیعت كنید و یا آماده نبرد سرنوشت ساز باشید! حضرت عباس علیه السلام فرمود: پس قدرى تامل كنید تا من این گزارش را به سرورم حسین علیه السلام برسانم. حضرت عباس علیه السلام ، پیام دشمن را به امام علیه السلام رسانید. امام حسین علیه السلام به وى فرمود: به سوى ایشان برو و از آنان مهلت بخواه كه امشب را صبر كنند و كار نبرد را به فردا واگذار كنند. چون دوست دارم در شب آخر عمرم مقدارى بیشتر به نماز و عبادت بپردازم و خدا مى داند كه من به راز و نیاز با وى و نیایش در درگاهش چه قدر علاقمندم. حضرت عباس علیه السلام مجددا پیام امام حسین علیه السلام را به دشمن رسانید. عمر بن سعد كه مظنون به مسامحه كارى شده بود و شمر را رقیب خود مى دید، از درخواست امام حسین علیه السلام سرباز زد و گفت : براى حسین ، دیگر مهلتى نیست! لیكن برخى از فرماندهان سپاه ، از جمله قیس بن اشعث و عمر بن حجاج بر او اعتراض كرده و گفتند: اگر سپاهیان كفر و شرك از ما مهلت مى خواستند، ما دریغ نمى كردیم ولى مهلت دادن به فرزندزاده رسول خدا صلى الله علیه و آله دریغ مى ورزیم؟ لازم است او را مهلت دهید. عمر بن سعد، ناگزیر درخواست امام حسین علیه السلام را پذیرفت و پیام داد كه یك شب را به شما مهلت دادم ولى بامدادان فردا اگر بر فرمان امیر، سر طاعت فرود نیاورید، فیصله كار را به شمشیر مى سپاریم . در این هنگام ، آرامش نسبى حاكم گردید و هر دو سپاه به خیمه گاه خویش برگشته و منتظر فرا رسیدن روز بعد شدند.(215)

شب عاشورا

در این جا به رویدادهاى این شب بزرگ در دشت كربلا پرداخته و درباره آنها به اجمال مطالبى را بیان مى كنیم :

1 - خطبه امام حسین علیه السلام در غروب روز تاسوعا

امام حسین علیه السلام یارانش را در خیمه اى گردآورد و براى آنان خطبه اى ایراد نمود. آن حضرت در بخشى از سخنان خود فرمود: اما بعد، من یارانى باوفاتر و بهتر از اصحاب خود سراغ ندارم و خویشاوندانى نیكوكارتر به حقیقت نزدیكتر از خویشاوندان خود نمى شناسم ، خدا شما را از من نیك عطا فرماید. یاران من ! متوجه باشید یك امشب بیش در این جهان بسر نمى بریم. من بیعت خود را از شما برداشتم و اینك شب تاریك است مى توانید با كمال آسودگى خود را از چنگال دشمنان برهانید.(217) پس از سخنان آن حضرت ، برادران و فرزندان و برادرزادگان و عموزادگان یكى پس از دیگرى اظهار داشتند كه ما چنین نخواهیم كرد و تو را تا آخرین قطره خونمان یارى مى كنیم . پیش از همه ، برادرش حضرت عباس ‍ علیه السلام سخن گفت و وفادارى و پایدارى خویش را ابراز داشت . سپس ‍ سایرین به او اقتدا كرده و هر كدام به نوعى ، وفادارى خویش را اعلام كردند. مضمون سخن همه آنان این بود: جان هاى ما فداى تو باد.ما تو را با دست هاى خویش محافظت مى كنیم و چون كشته شویم تكلیفى را كه خداوند بر عهده ما گذاشته است انجام داده ایم . (218)

2 - سفارش امام حسین علیه السلام به خواهرش زینب علیهاالسلام

از امام زین العابدین علیه السلام روایت شده است كه در شب عاشورا، من در خیمه خود بسترى بودم عمه ام زینب علیهاالسلام از من پرستارى مى كرد و پدرم امام حسین علیه السلام پس از گفت و گو با اصحاب و یاران خود، به خیمه اش رفت . در آن هنگام «جوین» غلام ابوذر، شمشیر آن حضرت را اصلاح مى كرد. آن حضرت در بى‌وفایى دنیا و دل نبستن به آن ، شعرى را زمزمه كرد كه مضمونش این است : اى روزگار، تف بر تو باد كه در هر بامداد و شبانگاه بسیارى از یاران و دوستان را نابود مى سازى و به عوض ، هم اكتفا نمى كنى . آرى سر رشته همه در دست خداست و هر جان دارى به راهى مى رود كه من مى روم . آن حضرت ، این شعر را دو سه بار تكرار كرد، من از شنیدن آن متوجه شدم كه پدرم از دنیا قطع امید كرده و مشتاق لقاى الهى است . بسیار نگران و ناراحت شدم و گریه گلوى مرا گرفته بود ولى خوددارى كرده و خود را آرام نمودم . اما عمه ام زینب علیهاالسلام به مجرد شنیدن این ابیات غم انگیز، سراسیمه شد و یكراست به خیمه پدرم رفت و گفت : اى كاش مرگ مرا در مى یافت و به زندگى‌ام پایان مى داد و من شاهد چنین روزى نبودم . امروز، گویا مادرم فاطمه زهرا علیهاالسلام ، پدرم على علیه السلام و برادرم حسن مجتبى علیه السلام از دنیا رفته اند. اى یادگار گذشتگان و سرپرست بازماندگان ، تو چرا؟ امام حسین علیه السلام خواهرش زینب علیهاالسلام را دلدارى داد و به وى فرمود: خواهرم ، كارى نما كه شیطان ، حلم و بردبارى را از تو نگیرد.آن حضرت، اشك‌هاى خواهرش را كه چون باران از چشمش سرازیر بود با دست مبارك خود پاك كرد و به وى فرمود: خواهرم ، اگر پرنده قطا را به حال خود وا مى گذاشتند، در لانه اش آسوده مى‌خوابید. در این هنگام ، بى تابى زینب علیهاالسلام بیشتر شد و عرض كرد: برادر جان ، معلوم است كه تو خود را براى مرگ آماده كرده اى و با این كار، قلبم را مجروح و طاقتم را طاق كردى! زینب علیهاالسلام از شدت ناراحتى و گریه ، به زمین افتاد و بیهوش شد. امام حسین علیه السلام بر صورت خواهرش آب پاشید و او را به هوش آورد و سپس به آرامى گفت : خواهرم ، آرام باش و از خدا بپرهیز و به اراده او خشنود باش و بدان كه اهل زمین مى میرند و آسمانى باقى نمى ماند و غیر خدا هر چه است ، نابود مى شوند جز ذات پاك خداى متعال كه موجودات را آفریده و مردم را مبعوث مى سازد و یكتاى بى همتا است ، هیچ چیز دیگرى برقرار نخواهد ماند. جدم رسول خدا صلى الله علیه و آله و پدر، مادر و برادرم از من بهتر بودند، همگى رفتند. بر من و هر مسلمانى لازم است از آنان پیروى كرده و به راه آنان برویم .آن حضرت ، با بیانى شیوا و آرام بخش ، خواهرش را تسلى داد و وى را براى همیشه آرام نمود و به وى سفارش كرد كه در شهادت آن حضرت و سایر جوانان بنى هاشم ، گریبان ندرد و صورت خود را نخراشد و بى‌تابى ننماید. آن گاه ، آن حضرت خواهرش را به خیمه من (امام زین العابدین علیه السلام ) آورد و خود به جانب یارانش رهسپار گردید.(219)

3 - تنظیم امور خیمه گاه

امام حسین علیه السلام ، براى دفاع بهتر و روان تر در برابر تهاجم احتمالى دشمن ، دستور داد كه خیمه ها را به یك‌دیگر نزدیك كرده و به طناب هاى محكم آن ها را به هم پیوند دهند و در اطراف خیمه ها خندقى حفر كرده و آن ها را از خار و هیزم انباشته كند تا در هنگام هجوم دشمن از سه طرف آنان را با خندق هایى شعله ور مواجه كرده و از یك طرف با نیروهاى تدافعى خویش در برابر دشمن ایستادگى كنند. این تصمیم و تدبیر آن حضرت ، بسیار اثر بخش و كارساز بود. زیرا بارها دسته هایى از اراذل و گروه هاى جنایت پیشه سپاه عمر بن سعد، قصد هجوم به خیمه گاه امام حسین علیه السلام را نمودند ولى با انبوهى از آتش مواجه شده و از كار خویش منصرف گردیدند.

4 - عبادت و تهجد

شب عاشورا، به عنوان آخرین شب زندگانى امام حسین علیه السلام و یاران وفاداراش ، براى آنان بسیار مغتنم بود. آنان از این شب بیشترین و بهترین بهره هاى معنوى و عرفانى را به دست آوردند و تا بامدادان عاشورا به راز و نیاز، و مناجات ، نماز و قرائت قران پرداختند و روح و روان خود را با تهجد و شب زنده دارى صیقل داده و براى شهادت در راه خدا آماده كردند.(220)





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
          
جمعه 10 دی 1389





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی