تبلیغات
فجر - دهم محرم
فجر
فجر وبلاگی فرهنگی اجتماعی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


فجر وبلاگی فرهنگی اجتماعی،فجر وبلاگی فرهنگی اجتماعی،فرهنگ،فجر،وبلاگ فجر،فجر 123،اجتماعی،فرهنگی،فجر وبلاگی فرهنگی اجتماعی،فرهنگ،فجر،وبلاگ فجر،فجر 123،اجتماعی،فرهنگی،فجر وبلاگی فرهنگی اجتماعی،فرهنگ،فجر،وبلاگ فجر،فجر 123،اجتماعی،فرهنگی،فجر وبلاگی فرهنگی اجتماعی،فرهنگ،فجر،وبلاگ فجر،فجر 123،اجتماعی،فرهنگی،فجر وبلاگی فرهنگی اجتماعی،فرهنگ،فجر،وبلاگ فجر،فجر 123،اجتماعی،فرهنگی،فجر وبلاگی فرهنگی اجتماعی،فرهنگ،فجر،وبلاگ فجر،فجر 123،اجتماعی،فرهنگی،

مدیر وبلاگ : f -j -r mn
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما كدام یك از مناسبت های زیر اهمیت بیشتری دارد؟











دهم ماه محرم

 

اءنَا قَتیلُ الْعَبَرَةِ(76)، لایَذْكُرُنى مُؤْمِنٌ إ لاّ اِسْتَعْبَرَ.(77)

من كشته گریه ها و اشك ها هستم ، هیچ مؤ منى مرا یاد نمى كند مگر آن كه عبرت گرفته و اشك هایش جارى خواهد شد.

سلام

واما روز عاشورا

در این روز، حوادث و رویدادهاى مهمى در سرزمین كربلا به وقوع پیوست كه براى همیشه در تاریخ انسان ها ثبت و درج خواهد ماند.در این جا به طور گذرا به اهم رویدادهاى روز عاشورا مى پردازیم :

1 - تنظیم سپاه:امام حسین علیه السلام پس از نماز صبح ، سپاه خویش را كه متشكل از 32 تن سواره و 40 تن پیاده بودند، به سه دسته تقسیم كرد. دسته اول را در بخش میمنه ، دسته دوم را در بخش میسره و دسته اى را میان آن دو قرار داد. فرماندهى بخش میمنه را به ((زهیر بن قین )) و فرماندهى بخش میسره را به ((حبیب بن مظاهر)) واگذار كرد و خود در وسط دو سپاه مستقر شد و بیرق سپاه را به برادرش عباس بن على علیه السلام معروف به قمر بنى هاشم سپرد و خیمه ها را در پشت سر قرار داد. عمر بن سعد نیز سپاهیان جنایت پیشه خود را به چند گروه تقسیم كرد. وى ، فرماندهى بخش میمنه را به عمر بن حجاج ، فرماندهى بخش میسره را به شمر بن ذى الجوشن ، فرماندهى سواره نظام را به عروه بن قیس و فرماندهى پیاده نظام را به شبث بن ربعى واگذار كرد. وى بیرق ، ننگین سپاه خود را به غلامش ((درید)) سپرد. دو سپاه در برابر یك دیگر صف آرایى كرده و براى آغاز نبرد سرنوشت ساز، لحظه شمارى مى كردند.
2 - اندرزهاى پیش از نبرد
امام حسین علیه السلام براى پیش گیرى از نبرد و خون ریزى نیروهاى دو طرف ، تلاش زیادى به عمل آورد و از هر راه ممكن مى خواست از كشتار مسلمانان جلوگیرى نماید و خون كسى بر زمین نریزد. در روز عاشورا، برخى از یاران خود را به نزد سپاه دشمن فرستاد تا با آنان گفت و گو كرده و با بیان حقایق و واقعیت ها، آنان را از شرارت و جنایت منصرف كنند. آن حضرت ، خود نیز بارها براى اندرز سپاه كفر پیشه دشمن ، پا پیش نهاد و با بیان خطبه‌هایى روشن گر، آنان را به حفظ آرامش و عدم خون ریزى دعوت كرد و از جنگ و مبارزه بازداشت . (221) ولى جز تعدادى اندك كه از خواب غفلت بیدار شده و حقیقت را دریافتند و به سپاه آن حضرت پیوستند، بقیه آنان در ضلالت و گمراهى خویش باقى مانده و بر آغاز جنگ اصرار مى كردند.
3 - پشیمانى حر بن یزید
حر بن یزید تمیمى كه از فرماندهان جنگاور و دلیر عمر بن سعد بود و هم‌او بود كه در وهله نخست ، راه را بر امام حسین علیه السلام بست و او را به اجبار و اكراه به كربلا رهسپار گردانید، وقتى بزرگوارى امام حسین علیه السلام و حقیقت خواهى وى را ملاحظه كرد و از سوى دیگر شاهد نیت هاى پلید عمر بن سعد و لشكریان عبیدالله بن زیاد و جنایت ها و ستم كارى هاى آنان بود، در خود احساس نگرانى و ندامت نمود. به طورى كه یكباره سپاه كفر پیشه عمر بن سعد را ترك و به سوى خیمه گاه امام حسین علیه السلام رهسپار شد. حر به نزد امام حسین علیه السلام رفت و از آن حضرت در خواست عفو و بخشش نمود و از كردار و رفتارهاى پیشین خود اظهار پشیمانى كرد. امام حسین علیه السلام با مهربانى تمام حر بن یزید را پذیرفت و از وى استقبال كرد و با رفتار خود موجب تقویت ایمان حر گردید. حر براى روشن گرى سپاه دشمن به سوى آنان برگشت و با معرفى خود و چگونگى هدایت یافتنش ، آنان را به راه خیر و سعادت و پیوستن به سپاه حقیقت جوى امام حسین علیه السلام دعوت كرد.(222) دشمنان كه از ملحق شدن حر به امام حسین علیه السلام بسیار نگران و ملتهب شده بودند، وى را سنگباران و تیر باران كرده و از نزدیك شدنش به نیروهاى خود بازداشتند. حر به ناچار به سوى خیمه گاه امام حسین علیه السلام برگشت .
4 - هجوم سراسرى
سپاه دشمن كه از پیوستن حر و چند نفر دیگر به سپاه امام حسین علیه السلام احساس خطر و ریزش نیرو كرده و ادامه این وضعیت را به زیان خود مى دید، فرمان حمله را صادر كرد. عمر بن سعد با رها كردن تیرى به سوى سپاهیان امام حسین علیه السلام جنگ را به طور رسمى آغاز و سپاهیان نگون بخت خود را به نبرد و تهاجم ترغیب و تشویق كرد.در اندك مدتى دو سپاه به یكدیگر نزدیك شده و با ابزارهاى جنگى آن روز به نبرد پرداختند. هر یك از یاران امام حسین علیه السلام با ده ها تن از نیروهاى دشمن به نبرد نابرابر و تن به تن پرداخت ولى هیچ گونه سستى و تردیدى در وى ملاحظه نمى شد و این روحیه بالاى رزمى اعتقادى براى دشمن ، سنگین و كمر شكن بود. یاران امام حسین علیه السلام با سرافرازى ، به شرف شهادت نایل شده و یا با ادامه دلاورى ، دشمن را مستاصل و زمین گیر نمودند. یاران امام حسین علیه السلام از بامداد تا عصر عاشورا نبرد را ادامه داده و تا آخرین قطره هاى خون خود از قیام امام حسین علیه السلام پاسدارى كردند.محدث قمى از محمد بن ابى طالب موسوى روایت كرده است كه در این نبرد، پنجاه تن از یاران امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند.(223)
5 - نبرد انفرادى
دشمن كه از نبرد سراسرى و تهاجمى ، نتیجه اى نگرفته بود، به تدریج به سوى نبرد انفرادى روى آورد. روى كرد به نبرد انفرادى ، براى سپاه كم تعداد امام حسین علیه السلام نیز خوش آیند و پسندیده تر بود. زیرا در این صورت هر یك از یاران امام علیه السلام مى توانست با چندین نفر از سپاه بى انگیزه دشمن نبرد كند و دشمن را در موضع انفعالى قرار دهد. همین امر باعث طولانى تر شدن مبارزات گردید. یاران امام حسین علیه السلام یكى از دیگرى با انگیزه ایمان و اعتقاد، از آن حضرت اجازه رزم گرفته و وارد صحنه مى شدند و سرانجام شرافتمندانه جام شهادت را سر مى كشیدند. تعدادى از یاران امام علیه السلام تا پیش از ظهر عاشورا به همین نحو به شهادت رسیدند.
6 - نماز ظهر عاشورا
به هنگام ظهر، یكى از یاران امام علیه السلام به نام ابوثمامه صیداوى ، آن حضرت را متوجه وقت نماز ظهر كرد. امام حسین علیه السلام كه به نماز اهمیت ویژه اى مى داد، دستور داد كه جنگ را متوقف كرده و همگى به نماز پردازند.پیشنهاد امام حسین علیه السلام مورد موافقت دشمن قرار نگرفت و آنان هم چنان به نبرد خود ادامه مى دادند. امام حسین به ناچار، یكطرفه جنگ را متوقف كرد و با یاران اندك خود نماز ظهر را به صورت نماز خوف (نماز ویژه زمان جنگ ) به جاى آورد. یاران آن حضرت دو دسته شده ، دسته اى به نماز امام علیه السلام اقتدا كرده و دسته اى دفاع مى نمودند. (224)
7 - شهادت سایر یاران
پس از نماز، یاران امام حسین علیه السلام روحیه رزمى تازه اى یافته و به سوى دشمن هجوم آوردند. تمام یاران امام علیه السلام ، از جمله جوانان برومند بنى هاشم و فرزندان ، برادران ، برادرزادگان ، خواهر زادگان و عموزادگان آن حضرت به جهاد و دفاع پرداخته و به شهادت رسیدند. نبرد هر یك از آنان ، لرزه اى در اركان سپاه كفر به وجود آورد و شهادت آنان تاثیر شكننده اى در وجود مبارك امام حسین علیه السلام پدید آورد.به طورى كه آن حضرت هنگامى كه تنها شد و یك تنه با دشمن نبرد مى كرد، به یاد یاران شهید خود مى افتاد و گاهى به سوى آنان نظرى مى افكند و آنان را یارى مى طلبید و مى فرمود: اى عباس ، اى على اكبر، اى قاسم ، اى زهیر، اى حر كجایید؟
8 - مبارزه و شهادت امام حسین علیه السلام
امام حسین علیه السلام پس از آن كه همه یاران خود را از دست داد، بانوان عصمت پناه را در خیمه اى گرد آورد و آنان را تسلى و دلدارى داد و به صبر و شكیبایى سفارش نمود و با قلبى شكسته از آنان خداحافظى كرد.آن حضرت ، فرزندش امام زین العابدین علیه السلام را كه در بیمارى سختى به سر مى برد، جانشین خویش قرار داد و با او نیز وداع كرد و آماده نبرد با دشمن گردید. امام حسین علیه السلام به تنهایى ، ساعاتى چند با دشمن مبارزه كرد و به هر طرف حمله مى كرد گروهى را به هلاكت مى رسانید.هرگاه براى آن حضرت فرصتى به دست مى آمد، به خیمه ها بر مى گشت و با حضور خود، كودكان و زنان بى پناه را تسلى مى داد و بار دیگر با آنان خداحافظى مى كرد. شاید مقصود آن حضرت از تردد میان خیمه و میدان نبرد، براى آمادگى بیشتر بازماندگانش براى پذیرش شهادت آن حضرت بود. در یكى از خداحافظى ها، فرزند شیرخوار خود را جهت سیراب كردنش به سوى دشمن آورد و از آنها تقاضاى آب براى فرزند شیرخوار خود كرد، ولى سپاه سنگ دل عمر بن سعد به فرزند شش ماهه او رحم نكرد و با هدف تیر قرار دادنش ، وى را در آغوش پدر غرقه به خون كرد.امام حسین علیه السلام بدن غرقه به خون على اصغر علیه السلام را به خیمه برگرداند و بار دیگر به مبارزه پرداخت . آن حضرت ، زخم هاى فراوانى را در میدان مبارزه متحمل شد، تا آن كه بر اثر كثرت جراحات به زمین افتاد. در آن حال نیز دشمنان رهایش نكرده و با ابزارهاى گوناگون ، از جمله تیر، نیزه ، شمشیر و سنگ بر بدنش ضرباتى وارد آوردند.سرانجام ، آن حضرت تاب و توان از كف داد و بر خاك گرم كربلا بر زمین افتاد و آماده مهمانى خدا گردید. شمر بن ذى الجوشن ، با قساوت تمام به سوى بدن خونین آن حضرت رفت ، در حالى كه رمقى در بدن شریفش بود، سر مباركش را از قفا جدا كرد و سر بریده را به خولى اصبحى تحویل داد تا به نزد عمر بن سعد منتقل كند.

پس از شهادت امام حسین علیه السلام

دشمنان اهل بیت علیه السلام پس از شهادت جان سوز امام حسین علیه السلام و یارانش ، دست از جنایات خویش برنداشتند، بلكه در این روز غم آلود جنایت هاى دیگرى مرتكب شدند كه به اختصار بیان مى كنیم : 1 - غارت خیمه ها سپاه عمر بن سعد، به ویژه دسته نابكار شمر، پس از شهادت امام حسین علیه السلام به خیمه هاى آن حضرت یورش برده و خیمه ها را غارت كردند و چهارپایان ، لباس ها، صندوق ها، اسلحه ها و خوراكى ها را به یغما بردند. آنان ، حتى حریم اهل بیت علیه السلام را مراعات نكردند و زیور و لباس هاى زنان را از آن ها ستاندند، به طورى كه زنان اهل بیت علیه السلام به عمر بن سعد پناهنده شده و از شدت جنایت كارى شمر و گروه نابكارش ‍ شكایت كردند و عمر بن سعد به ظاهر، دستور داد كه از غارت خیمه ها دست بردارند.(225)از حمید بن مسلم روایت شد: به اتفاق شمر بن ذى الجوشن و گروهى از پیادگان ، از خیمه ها گذشتیم تا به على بن الحسین علیه السلام رسیدیم كه از شدت بیمارى از هوش رفته بود. همراهان شمر گفتند: كه این بیمار را هم بكشیم ؟من گفتم : سبحان الله چه بى رحم مردمید شما. آیا این كودك ناتوان را هم مى خواهید بكشید؟ همین بیمارى كه بر او عارض شده ، او را كافى است . به هر طریقى بود آنان را از كشتن على‌ ابن ‌الحســین علیه ‌الســـــلام بازداشتم ، ولى آن بى ‌رحم ‌ها پوستى را كه آن حضـــرت بر آن خفته بود بكشیدند و به یغمــا بردند (226).
2 - آتش زدن خیمه ها دشمنان پس از غارت خیمه ها و به یغما بردن دارایى ها و اشیاى موجود بازماندگان ، خیمه ها را به آتش كشیدند. در این هنگام ، كودكان و زنان بى سرپرست ، از خیمه ها بیرون آمده و به بیابان هاى اطراف گریختند.(227) 3 - تاختن اسب بر پیكر شهیدان عمر بن سعد خطاب به سپاه خود گفت : چه كسانى آمادگى تاختن اسب بر كشتگان را دارند؟ ده نفر از آنان اعلام آمادگى كردند كه از آن جمله بودند: اسحاق بن حیاة حضرمى ، احبش بن مرثد و اسید بن مالك .این عده پس از نعل بندى اسبان خویش بر پیكر شهیدان كربلا، از جمله اباعبدالله الحسین علیه السلام اسب تاختند و پیكــرهاى پر از جراحت و بى‌ســــــر شـهیدان را در هم شكستند (228) .  این گروه نابكار وقتى برگشتند، در نزد عبیدالله بن زیاد براى گرفتن جایزه خیانت و جنایت خویش ، از كار خود چنین تعریف كردند: ما كسانیم كه بر بدن حسین و یارانش اسب راندیم به حدى كه استخوانهاى سینه آنان را در زیر سم ستوران چون آرد نرم كردیم !عبیدالله بن زیاد، اعتنایى به آن ها نكرد و دستور داد كه جایزه اندكى به آنها بدهند. این عده پس از قیام مختار بن ابى عبیده ثقفى (در سال 66 ه .ق در كوفه به سزاى اعمالشان رسیدند. به دستور مختار دست و پاى آنان را با میخ ‌هاى آهنین بر زمین كوبیدند و بر بدنشان آن قدر اسب دوانیدند كه پیش ‍ از هلاكت شدنشان اعضا و اجزاى بدنشان از هم جدا شد.(229)





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
          
جمعه 10 دی 1389





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی