تبلیغات
فجر - دهه فجر
فجر
فجر وبلاگی فرهنگی اجتماعی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


فجر وبلاگی فرهنگی اجتماعی،فجر وبلاگی فرهنگی اجتماعی،فرهنگ،فجر،وبلاگ فجر،فجر 123،اجتماعی،فرهنگی،فجر وبلاگی فرهنگی اجتماعی،فرهنگ،فجر،وبلاگ فجر،فجر 123،اجتماعی،فرهنگی،فجر وبلاگی فرهنگی اجتماعی،فرهنگ،فجر،وبلاگ فجر،فجر 123،اجتماعی،فرهنگی،فجر وبلاگی فرهنگی اجتماعی،فرهنگ،فجر،وبلاگ فجر،فجر 123،اجتماعی،فرهنگی،فجر وبلاگی فرهنگی اجتماعی،فرهنگ،فجر،وبلاگ فجر،فجر 123،اجتماعی،فرهنگی،فجر وبلاگی فرهنگی اجتماعی،فرهنگ،فجر،وبلاگ فجر،فجر 123،اجتماعی،فرهنگی،

مدیر وبلاگ : f -j -r mn
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما كدام یك از مناسبت های زیر اهمیت بیشتری دارد؟












چهارصد روز توفانی


 

نویسنده:صفاءالدین تبراییان




 
چکیده: روز 17 دی‌ 1356 شاه‌ دست‌ به‌ ریسک‌ بزرگی‌ زد که‌ بعدها از آن‌ به‌ عنوان نوعی‌ انتحار سیاسی‌ تعبیر شد. عصر این‌ روز، روزنامه‌ اطلاعات‌ در شماره 15506 با درج‌ مقاله‌ای‌ با عنوان‌ «ایران‌ و استعمار سرخ‌ و سیاه» توفانی‌ بپا کرد. در مقاله‌‌ یاد شده‌ به‌ امام خمینی‌ به‌ گونه‌ای‌ کینه‌توزانه‌ و بیمارگونه‌ حمله‌ شده‌ بود و از وی‌ به‌ عنوان‌ «مردی‌ ماجراجو ولی‌ بی‌اعتقاد و وابسته‌ و سرسپرده‌ به‌ مراکز استعماری‌ و به‌خصوص‌ جاه‌طلب» یاد شده‌ بود؛ «مردی‌ که‌ سابقه‌اش‌ مجهول‌ بود و به‌ قشری‌ترین‌ و مرتجع‌ترین‌ عوامل‌ استعمار وابسته‌ بود و چون‌ در میان‌ روحانیون‌ عالی‌مقام‌ کشور، با همه‌ حمایت‌های‌ خاص‌ موقعیتی‌ به‌ دست‌ نیاورده‌ بود، در پی‌ فرصت‌ می‌گشت‌ که‌ به‌ هر قیمتی‌ هست‌ خود را وارد ماجراهای‌ سیاسی‌ کند و اسم‌ و شهرتی‌ پیدا کند» و در ادامه‌ آن‌ نیز تهمت‌های‌ ناروا و ناجوانمردانه‌ دیگری‌ به‌ رهبر جنبش‌ اسلامی‌ ملت‌ ایران‌ وارد‌ شد و این‌ در حالی‌ بود‌ که‌ بر آمدن‌ رژیم‌ پهلوی، خود زاییده‌ سیاست‌های‌ استعماری‌ انگلستان‌ بود.
برخی‌ پژوهندگان‌ چاپ‌ و انتشار این‌ مقاله‌ را در شرایط‌ آن‌ روز کشور به‌ مثابه‌ نخستین‌ جرقه‌ در انبار باروت‌ نظام‌ شاهنشاهی‌ ارزیابی‌ می‌کنند، «باری روبین» کارشناس مسائل بین‌المللی در این زمینه می‌گوید:
«اولین‌ جرقه‌‌ انقلاب‌ روز نهم‌ ژانویه‌ سال‌ 1978 فقط‌ هشت‌ روز پس‌ از عزیمت‌ کارتر از ایران‌ روشن‌ شد. این‌ جرقه، مقاله‌ توهین‌آمیزی‌ بود که‌ به‌ دستور داریوش‌ همایون‌ وزیر اطلاعات‌ وقت، علیه‌ آیت‌الله‌ خمینی‌ در یکی‌ از روزنامه‌های‌ مهم‌ تهران‌ منتشر شد.»1
بعضی از‌ محققان‌ تاریخ‌ سیاسی‌ معاصر ایران برآنند که با چاپ این مقاله، یکی‌ از اولین‌ قدم‌ها در زمینه‌‌ نابودی‌ حاکمیت‌ پهلوی‌ توسط‌ کارگزاران‌ آن‌ رژیم‌ برداشته‌ شد. نیکی ر. کدی یکی از آنان است که می‌نویسد:
«در ماه‌ ژانویه‌ سال‌ 1978 (دی‌ ماه‌ 1356) رژیم‌ نشان‌ داد که‌ در ارزیابی‌ قدرت‌ مخالفین‌ مذهبی‌ خود دچار سوء محاسبه‌ عجیبی‌ است‌ و یکی‌ از قدم‌های‌ نابودکننده‌ خود را برداشت. به‌ حسب‌ گزارشات‌ موجود به‌ دستور شاه،‌ مقاله‌ای‌ در روزنامه‌ نیمه‌رسمی‌ اطلاعات‌ چاپ‌ شد که‌ در آن‌ به‌ شدت‌ به‌ آیت‌الله‌ خمینی‌ حمله‌ و توهین‌ شده‌ بود. مقاله‌ مزبور از داریوش‌ همایون، وزیر اطلاعات‌ سرمنشا گرفته‌ بود (او یکی‌ از دانشجویان‌ مخالف‌ شاه‌ در گذشته‌ بود که‌ بعدها در رژیم‌ ترقی‌ بسیار کرد) 2»

فراخوان‌ مبارزه‌ از نجف‌
 

اکنون‌ به‌ منظور فهم‌ هرچه‌ بهتر و بیشتر این‌ اقدام‌ خطرزا‌ که‌ ارکان‌ حاکمیت‌ پهلوی‌ را لرزاند، لازم‌ است‌ با آنچه‌ موجبات‌ برافروختن‌ خشم‌ شاه‌ شد، دقیق‌تر آشنا شویم.
در یکم‌ آبان‌ 1356 ستاره‌ جان‌ آیت‌الله‌ سیدمصطفی‌ خمینی، ولد ارشد امام خمینی‌ به‌‌گونه‌ مرموزی‌ خاموش‌ شد. این‌ رخداد موجب‌ شکل‌گیری‌ مجالس‌ ترحیم‌ گسترده‌ و در نوع‌ خود بی‌سابقه‌ای‌ شد که‌ تا 11 آذرماه‌ مقارن‌ چهلمین‌ روز درگذشت‌ ایشان‌ ادامه‌ یافت. در فاصله‌ 77 روزه‌ رحلت‌ فرزند‌ مرجع‌ تقلید شیعیان‌ تا انتشار مقاله‌‌ توهین‌آمیز در اطلاعات، همچنین‌ مراسم‌ اربعین‌ ارتحال‌ تا 36 روز بعد که‌ مقاله‌‌ کذایی‌ به‌ چاپ‌ می‌رسد، آیت‌الله‌ العظمی‌ خمینی‌ در چهار نوبت‌ زیر طی‌ مکاتیب و سخنانی، به‌ جنب‌ و جوش‌ نهضت‌ اسلامی‌ علیه‌ حاکمیت‌ پهلوی‌ دوم‌ شدت‌ می‌بخشند.
نخست: پاسخ‌ ایشان‌ در تاریخ‌ 13 آبان‌ 1356 به‌ تلگراف‌ تسلیت‌ یاسر عرفات، رئیس‌ کمیته‌ اجرایی‌ سازمان‌ آزادی‌بخش‌ فلسطین‌ به‌ مناسبت‌ فقدان‌ آیت‌الله‌ سیدمصطفی‌ خمینی بود که در بخشی‌ از آن چنین می‌‌خوانیم:
«ما در طول‌ پنجاه‌ سال‌ سلطنت‌ غیر قانونی‌ دودمان‌ سیاه‌ روی‌ پهلوی‌ که‌ مستقیماً‌ و به‌ حسب‌ اعترافات‌ شاه‌ فعلی‌ مامور اجانب‌ بوده‌اند، مبتلا به‌ مصائبی‌ بوده‌ایم‌ که» تصغر عنده‌ المصائب.3 ما در زمان‌ شاه‌ سابق‌ شاهد کشتارها، چپاول‌ها، اختناق‌های‌ طاقت‌ فرسا بودیم. ما شاهد قتل‌ عام‌ مسجد گوهرشاد جنب‌ حرم‌ مطهر ثامن‌الائمه‌ علیهم‌السلام‌ بودیم... ما در زمان‌ شاه‌ فعلی‌ شاهد فجایعی‌ بودیم‌ که‌ روی‌ چنگیز را سفید کرد. شاهد قتل‌ عام‌ فجیع‌ غیر انسانی‌ پانزده‌ خرداد (دوازدهم‌ محرم) بودیم‌... ما شاهد زندان‌های‌ مملو از علما و دانشمندان‌ و آزادیخواهانی که‌ در آن‌ها شکنجه‌های‌ قرون‌ وسطایی‌ امری‌ عادی‌ بوده‌ و هست، بودیم... ما شاهد کمک‌های‌ این‌ مرد سیاه‌ دل‌ به‌ اسرائیل‌ بودیم... 4
دوم: پیام‌ ایشان در 21 آبان‌ 1356 خطاب‌ به‌ ملت‌ ایران‌ بود. در ابتدای‌ پیام، ایشان‌ «از عموم‌ طبقات‌ ملت‌ ایران‌ که‌ در این‌ حادثه‌ ناگهانی =[فوت آیت‌الله سید مصطفی خمینی] اظهار محبت‌ و همدردی‌ نموده‌ تشکر» کردند؛ و در ادامه افزودند:
«این‌ تظاهرات‌ عظیم‌ در این‌ فرصت، جواب‌ قولی‌ و عملی‌ به‌ یاوه‌ سرایی‌های‌ چندین‌ ساله‌‌ این‌ عنصر نالایق‌ بود که‌ تمام‌ حیثیت‌ و شرافت‌ و استقلال‌ و اقتصاد این‌ ملت‌ بزرگ‌ شریف‌ را پایمال‌ هوای‌ خود و فامیل‌ چپاولگر خود نمود... تمام‌ گرفتاری‌ ملت‌ ایران‌ در این‌ پنجاه‌ سال‌ سلطنت‌ غیرقانونی‌ دودمان‌ خیانت‌کار پهلوی‌ از شخص‌ آن‌ پدر و این‌ پسر سیاه‌روی‌ بوده‌ و هست؛ این‌ها بودند و هستند که‌ دستشان‌ تا مرفق‌ در خون‌ ملت‌ مظلوم‌ فرورفته... این‌ رنجدیده‌ها و مصیبت‌کشیده‌ها محال‌ است‌ با این‌ دودمان‌ آشتی‌ کنند و با ادامه سلطنت‌ باطل‌ ولو برای‌ یک‌ روز موافق‌ باشند... ملت، آن‌ دودمانی‌ را نمی‌خواهد که‌ تمام‌ مقدسات‌ و مقدرات‌ آن‌ها را به‌ دست‌ اجانب‌ سپرده... » 5
سوم: پاسخ‌ آیت‌الله‌العظمی‌ خمینی‌ به‌ تاریخ‌ 24 آذر 1356 به‌ نامه‌ تسلیت‌ دانشجویان‌ و مسلمانان‌ خارج‌ از کشور به‌ مناسبت‌ درگذشت‌ ناگهانی‌ فرزندشان‌ است‌ که‌ چکیده‌‌ گزاره‌های‌ مهمی‌ از آن‌ بدین قرار است:
«من‌ به‌ شما و سایر برادران‌ که‌ در داخل‌ کشور زیر چکمه‌‌ پلیس‌ و در زندان‌ها و شکنجه‌گاه‌ها به‌ سر می‌برند و با محرومیت‌ها و مصیبت‌های‌ جان‌فرسا دست‌ به‌ گریبان‌ هستند و به‌ خاندان‌ کسانی‌ که‌ در راه‌ حق، زیر شکنجه‌ شاه‌ جان‌ خود را فدا کردند، امید نصرت‌ و پیروزی‌ می‌دهم... و باید شاه‌ و دار و دسته‌اش‌ بدانند که‌ چه‌ در ملاقات‌ با رئیس‌جمهور امریکا موفق‌ به‌ تجدید نوکری‌ و تثبیت‌ مقام‌ غیرقانونی‌ بشود یا نشود، ملت‌ ایران‌ او را نمی‌خواهند و دست‌ از مبارزه‌ برنمی‌دارند تا انتقام‌ جوانان‌ به‌ خون‌ آغشته‌ خود را بگیرند...» 6
چهارم: بیانات‌ مهم‌ امام‌ خمینی‌ در فقدان‌ فرزندشان‌ در تاریخ‌ 10 دی‌ 1356، یک‌ هفته‌ پیش‌ از درج‌ و انتشار مقاله‌ 17 دی‌ماه‌ در روزنامه‌ اطلاعات، است‌ که‌ مشروح‌ترین‌ آن‌ هم‌ به‌ شمار می‌آید و خلاصه‌ای‌ از آن‌ عینا نقل‌ می‌شود:
«در زمان‌ این‌ مرد سیاه‌کوهی، در زمان‌ این‌ رضاخان‌ قلدر نانجیب، یک‌ قیام‌ از علمای‌ اصفهان‌ بود، علمای‌ اصفهان‌ از اصفهان‌ آمدند به‌ قم‌ و علمای‌ بلاد هم‌ از اطراف‌ جمع‌ شدند در قم‌ و نهضت‌ کردند برخلاف‌ این‌ها... اگر این‌ مرد پایش‌ یک‌ خرده‌ای‌ محکم‌ بشود، همچو لطمه‌ای‌ بزند به‌ مردم‌ که‌ آن‌ طرفش‌ پیدا نباشد...»7
87
بازدیدها: 25418   |   تعداد آرا: 101
دانستنی هایی درباره انقلاب اسلامی(1)
دانستنی هایی درباره انقلاب اسلامی(1)

نویسنده:سید امیرحسین کامرانی راد

مقدمه

بررسی تحلیلی تاریخ دو قرن اخیر ایران ، بخصوص سالهای پس از 1300 از جهات بسیاری حائز اهمیت است . چگونگی نفوذ ،‌ حضور و سلطه استعمار و جابه‌جایی دو امپراتوری استعماری و چگونگی برخورد جریانهای فكری مختلف با مسائل سیاسی و فرهنگی و همچنین نقش مردم از زمانهای مختلف و تاثیر حضور آنان در تحولات سیاسی ـ اجتماعی ، برای سیاستگزاران و مدیران كشور بشدت مورد نیاز می‌باشد.علل و عوامل شكل‌گیری و چگونگی روند انقلاب اسلامی از دهه 40 تا كنون همچنان مورد بحث و بررسی و اختلاف نظر می‌باشد. هر یك از گروهها و جریانهای سیاسی و اعتقادی به گونه‌ای موضوع را تجزیه وتحلیل و نتیجه گیری كرده‌اند.
اگر چه بسیاری سعی كرده‌اند این انقلاب را در ردیف سایر انقلابها و تحولات معمول دنیا بدانند اما در عمل نظرات آنان با واقعیتها فاصله زیادی دارد. زیرا نیروی این انقلاب مردمی و اسلامی بدون هیچ‌گونه مرزبندی طبقاتی و گروهی بوده و ایدئولوژی ان اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله می‌باشد كه سازش با نظامهای رایج دنیا ندارد و رهبری آن توسط یكی از مردان كم نظیر تاریخ حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) با ویژگیهای خاص خود بود. به همین دلیل جریانات و تحولات قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مخالف غالب تحلیها و پیش بینی‌های سیاستمداران وتحلیگران سیاسی بود.واقعیت این است كه دنیا با چنین انقلابی آشنایی نداشت و لذا در برخورد با آن نیز شیوه‌ها و روشهای معمول را به كار می‌گرفت كه كارآیی و تاثیر چندانی در سیر جریان دیده نشد. اگر نظرهای مختلفی كه در مورد علل تكوین وداوم انقلاب مطرح شده تدوین شود طبعاً صاحبنظران داخلی تائید می‌كنند، این است كه عوامل اساسی انقلاب عبارتند از :
1. رهبری حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) رهبر كبیر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی كه با شیوه‌ای استثنایی و فوق‌العاده‌ رهبری و فرماندهی را به عهده گرفتند و تا پیروزی نهایی هدایت جریانات را به نحو احسن انجام دادند. ویژگیهای شخصی و رهبری امام خود موضوع بحثی جدید در جامعه شناسی سیاسی می‌باشد.
2. حضور یكپارچه و متحد مردم در تمامی صحنه‌ها قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، آن چنان توان و قوتی ایجاد نمود كه هیچ‌گونه امكانی برای مقابله با آن در اختیار رژیم شاه و اربابانش نبود.
3. اعتقاد به اسلام و موازین و ارزشهای آن و همچنین عشق به خاندان پیامبر و اسوه بودن آنان برای مردم و الهام از زندگی و شهادت آنان در راه خدا خصوصاً درس گرفتن از عاشورا، آن چنان تحولی به وجود آورد كه نه تنها برای خارجیان بلكه برای سران و كارگزاران سیاسی ـ امنیتی رژیم شاه هم بخوبی شناخته شده نبود.
به همین دلیل در كلیه تجزیه و تحلیهای سیاسی و اقتصادی و امنیتی اعتقادات مردم و نقش ونفوذ علما مورد توجه نبود واتفاقاً‌ مهمترین انگیزه انقلاب هم بی‌اعتنایی و تضعیف اسلام در امور مختلف كشور توسط رژیم شاه بود.بعضی تلاش كرده‌اند تا مدرنیسم و صنعتی شدن، توسعه ارتباطات و مبادلات با غرب را علت اصلی بروز انقلاب اسلامی تحلیل و تبلیغ نمایند اما واقعیت این است كه مقابله با مظاهر فاسد فرهنگ غرب و تهاجم همه جانبه سلطه استعماری برای از بین بردن هویت اعتقادی و فرهنگی یكی از عوامل اصلی انقلاب مردم مسلمان بود. زیرا اسلام با روابط مناسب و سازنده و مبادلات منطقی مخالف نیست بلكه تایید كننده و مشوق است.به طور خلاصه می‌توان گفت 22 بهمن 1357 نه تنها سرآغاز دوران جدیدی در تاریخ تحولات ایران بود، بلكه تغییرات زیادی را در سطح منطقه و در سطح بین‌المللی به دنبال داشته است .

مفهوم انقلاب

مطالعه نظام‏مند مفهوم جدید انقلاب، از قرن نوزدهم میلادی آغاز شد. در فرهنگ‏های سیاسی و علوم سیاسی، انقلاب را چنین تعریف می‏کنند: «سرنگونی یک نظام اجتماعی کهنه و فرسوده و جای‏گزین کردن آن با نظام اجتماعی نو و مترقی» یا «سرنگونی حکومت طبقه یا طبقات رو به زوال و جای‏گزین کردن آن با نظام اجتماعی جدید». در برخی موارد هم برای تعریف عام انقلاب که هر نوع تحول اساسی را در بربگیرد، آن را چنین تعریف می‏کنند: «هر نوع تحول کلی و اساسی».

انقلاب از دیدگاه اسلام

دیدگاه اسلام در مورد انقلاب، با تفسیر و تحلیل غربی و مارکسیستی آن کاملاً تفاوت دارد. در تحلیل اسلامی، مهم‏ترین عامل انقلاب، آرمان‏خواهی و عقیده به مکتبی است که نخست گروه پیشرو و مجاهدان را وارد میدان مبارزه انقلابی می‏کند و سپس با بسیج توده‏های گسترده مردم، انقلاب را به درون جامعه کشانده، از طریق توده‏های مردم به پیروزی می‏رساند. از دیدگاه اسلام، انقلابْ نوعی جهاد داخلی است که در آن گروهی برای خدا می‏جنگند و گروه دیگر مانع راه خدایند.

انقلاب اسلامی

در انقلاب اسلامی، عناصر فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی هر کدام به گونه‏ای تأثیر گذارند. نیز در کنار این عناصر، بر خشم قهرآمیز مردم تکیه می‏شود. البته می‏توان ویژگی‏های اصلی انقلاب اسلامی را در تعریف زیر مطالعه کرد: «انقلاب اسلامی، دگرگونی بنیادی در ساختار کلی جامعه و نظام سیاسی آن، منطبق بر جهان‏بینی و موازین و ارزش‏های اسلامی و نظام امامت و بر اساس آگاهی و ایمان مردم، و نیز حرکت پیشگام صالحان و قیام قهرآمیز توده‏های مردم است».

فرایند انقلاب اسلامی

مقام معظم رهبری در پیام خود به مناسبت بیستمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1377 چنین می‏فرماید: «امام بزرگوار ما با تکیه به تعالیم اسلام ناب محمدی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، و با اعتماد به ایمان دینی مردم، و با شجاعت و اخلاص و توکل کم‏نظیر خود، راه مبارزه را در میان سختی‏ها و مصائب طاقت‏فرسا گشود و پیش رفت و صبورانه و پیامبرگونه ذهن و دل مردم را با واقعیت‏های تلخ و راه علاج آن آشنا کرد. ملت ایران که از اولین قدم‏ها به ندای این مرد الهی و روحانی گوش فرا داده و به منطق حق و درس روشنگر او دل بسته بودند، با انگیزه نیرومند ایمان و عشق به اسلام، فداکاری‏ها و جان‏فشانی‏های فراموش‏ناشدنی کردند. امام بزرگوار ما در این مدت، در عین هدایت مردم و گستردن دامنه آگاهی همگانی و کشاندن توده میلیونی به مبارزه، اندیشه حکومت اسلامی را نضج و قوام بخشید و در مقابل دو مکتب رایج سیاسی عالم... راه اسلامی را مطرح کرد که در آن بر دو عنصر دین و انسان به طور اساسی تکیه شده و ایمان دینی و اراده مردمی بزرگ‏ترین شاخصه آن است».

ماهیت انقلاب اسلامی

بزرگ‏ترین تحول قرن بیستم

با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، بزرگ‏ترین تحول جهانی قرن بیستم به وقوع پیوست. بنیان گذار این انقلاب با قیام خود، غرور ملت‏های مستضعفی را که سالیانی مدید مورد ظلم قرار گرفته بودند، به آنان باز گرداند. او نه تنها سرنوشت کشورش را تغییر داد، بلکه میلیون‏ها انسان گم‏گشته در برهوت جاهلیت عصر مدرن را به بازگشتی دوباره به معنویت و یکتاپرستی فراخواند.
پیروزی انقلاب اسلامی، چه در داخل و چه در خارج از کشور، ناظران را با پدیده‏ای تازه در صحنه سیاسی جهان روبه‏رو ساخت. این پدیده بنا به ماهیت، اهداف و سرنوشت خود، در هیچ‏یک از معیارهای سیاسی جهان نمی‏گنجد.

انقلاب آزادی‏بخش

از آنجا که انقلاب‏های آزادی‏بخش ملی، بر ضد سلطه امپریالیستی شکل می‏گیرد و رژیم شاه در ایران نیز در طول انقلاب به عنوان رژیم دست نشانده امپریالیسم آمریکا بود، برخی آن را به عنوان حرکتی ضدامپریالیستی و در گروه انقلاب‏های آزادی‏بخش ملی قرار می‏دهند. اما با وجود جنبه ضدامپریالیستی انقلاب و نیز وابستگی رژیم پهلوی از کودتای 28 مرداد 1332 به حمایت‏ها و کمک‏های مستقیم آمریکا، از آنجا که اصطلاح «انقلاب آزادی‏بخش» به جنبش‏هایی گفته می‏شود که بر ضد سلطه مستقیم خارجی شکل می‏گیرد، کاربرد آن در مورد انقلاب ایران چندان راهگشا نیست.

انقلاب اجتماعی

اصطلاح انقلاب اجتماعی، درباره انقلاب‏هایی به کار می‏رود که بر اثر آنها تحولات ساختاری اقتصادی ـ اجتماعی چشم‏گیری شکل می‏گیرد. برخی چون اِسکاچْپول که تحولات اجتماعیِ ناشی از انقلاب‏ها را به شکل وسیع‏تر تعریف می‏کنند، بر آن‏اند که انقلاب ایران، انقلابی اجتماعی است؛ زیرا با دگرگونی‏های ساختاری و ارزشیِ وسیعی همراه بوده است.

انقلاب اسلامی و همگانی

از آنجا که انقلاب ایران به روشنی بر جنبش سراسری و چند طبقه‏ای متکی بود، بسیاری از تحلیلگرانِ انقلاب، آن را انقلابی مردمی یا مردمگرا می‏دانند. تردیدی نیست که انقلاب ایران از نظر نوع ائتلاف قشرهای مختلف اجتماعی در آن، پدیده‏ای کم‏نظیر به شمار می‏آید و به همین دلیل «انقلاب مردمی» قلمداد کردنِ آن جایز به نظر می‏رسد. البته انقلاب ایران بیشتر از هر عنوانی با نام «انقلاب اسلامی» مطرح شده است. به نظر می‏رسد که با توجه به گفتمان حاکم بر انقلاب ایران، رهبری انقلاب و همچنین شکل دولت و روابط اجتماعی بعد از آن، جا دارد که انقلاب ایران به عنوان انقلاب اسلامی مطرح شود.

زمینه‏های تأثیرپذیری جنبش‏های اسلامی از انقلاب اسلامی ایران

انقلاب اثرگذار

انقلاب اسلامی ایران بر جنبش‏های سیاسی ـ اسلامیِ معاصر تأثیر گذاشت؛ زیرا موارد مشترک فراوانی بین انقلاب اسلامی ایران و این جنبش دیده می‏شود که این تأثیر را فراهم آورد. این زمینه‏ها که از آنها به عنوان عامل همگرایی یا عناصر همسویی و همرنگی نیز می‏توان یاد کرد، عبارت است از عقیده مشترک، دشمن مشترک، هدف مشترک، وحدت‏طلبی و مردم‏گرایی.

عقیده مشترک

انقلاب اسلامی ایران، همانند هر جنبش اسلامی دیگر، به یگانگی خدا و رسالت پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم معتقد است، کعبه را قبله آرزوهای معنوی خود می‏داند، قرآن را کلام خداوند و منجی بشر گمراه می‏پندارد، و به دنیای پس از مرگ و صلح و برادری و برابری ایمان دارد؛ همان گونه که امام خمینی رحمه‏الله فرمود: «در کلمه توحید که مشترک بین همه است، در مصالح اسلامی که مشترک بین همه است، با هم توحیدِ کلمه کنید».

دشمن مشترک

انقلاب اسلامی و جنبش‏های اسلامی، دشمن مشترکی دارند. این دشمن مشترک که همان استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا و اسرائیل است، همانند کفار قریش، مغولان وحشی، استعمارگران اروپایی و صرب‏های نژاد پرست و...، کیان اسلام را تهدید می‏کند. در مقابل، انقلاب اسلامی با طرح شعار «نه شرقی نه غربی» عَلَم مبارزه بر ضد دشمن مشترک جهان اسلام را به دوش گرفته است.

هدف مشترک

هدف انقلاب اسلامی ایران و جنبش‏های اسلامی معاصر، برچیده شدن فساد، اجرای قوانین اسلام، استقرار حکومت اسلامی در جامعه مسلمانان، و به اهتزاز درآوردن پرچم لا اله الا الله در سراسر جهان با تکیه بر قدرت الهی و توده‏های مردم است. البته برخی از جنبش‏های سیاسی معاصر، فقط عمل به احکام اسلام را در کشورهای خود می‏خواهند و برخی نیز خواستار تشکیل حکومتی مستقل، بدون تأکید بر شکل اسلامی حکومت هستند.
بنابراین می‏توان گفت که جنبش‏های اسلامی معاصر، حیات خود را مدیون انقلاب اسلامی هستند؛ زیرا انقلاب اسلامی به اسلام و مسلمانان حیاتی تازه بخشید، آنان را از عزلت و حقارت نجات داد و اسلام را به عنوان تنها راه‏حل برای زندگی سیاسی مسلمانان مطرح ساخت.

وحدت‏طلبی و مردم‏گرایی

تکیه و تأکید انقلاب اسلامی و رهبری آن بر لزوم وحدت همه قشرها و همه مذهب‏های اسلامی در نیل به پیروزی در صحنه داخلی و خارجی، زمینه گرایش جنبش‏های اسلامی معاصر به سوی انقلاب اسلامی است؛ زیرا انقلاب اسلامی با الگو قرار دادن اسلام ناب محمدی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، هیچ تفاوتی بین مسلمانان سیاه و سفید، و غربی و شرقی قائل نیست و بر جنبه‏های اختلاف برانگیز در بین مسلمانان پافشاری نمی‏کند؛ بلکه با برگزاری هفته وحدت، برپایی روز قدس، صدور فتوای امام خمینی رحمه‏الله علیه سلمان رشدی و...، در راه اتحاد مسلمانان گام برداشته است. به همین دلیل، انواع گروه‏های غیرشیعی و حتی جنبش‏های آزادی‏بخش غیراسلامی، انقلاب اسلامی ایران را الگوی خود قرار داده‏اند. مردمگرایی انقلاب اسلامی نیز، عاملی در گسترش انقلاب و پذیرش آن از سوی ملت‏های مسلمان بوده است.

تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر جنبش‏های سیاسی اسلامی

انقلاب اسلامی ایران بر حرکت‏های اسلامی معاصر، تأثیر فراوانی گذاشته است که از آن جمله می‏توان به بازتاب سیاسی و فرهنگی آن اشاره کرد.

الف) بازتاب سیاسی

یکی از مهم‏ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران، تجدید حیات اسلام در جهان است. به بیان دیگر، عمر دوره‏ای که اعتماد به نفس در میان مسلمانان از بین رفته و خواهان هضم شدن در هویت جهانی بودند، به پایان رسید و انقلاب اسلامی آن اعتماد به نفسی که روزگاری پشتوانه تمدن بزرگ اسلامی بود، احیا و بارور کرد.
این تجدید حیات اسلام، آثار مختلفی را برای جنبش‏های اسلامی به ارمغان آورد. یکی از این آثار، انتخاب اسلام به عنوان بهترین و کامل‏ترین شیوه مبارزه است. چنین رویکردی، به معنای کنار گذاشتن اندیشه‏های غیرمذهبی است که همگی در نجات ملت‏های اسلامی از چنگال استبداد داخلی و خارجی ناتوان ظاهر شدند.

ب) بازتاب فرهنگی

انقلاب اسلامی ایران، ارزش‏های فرهنگی جدیدی را در مبارزه سیاسی جنبش‏های اسلامی مطرح کرد. یکی از این ارزش‏ها، گرایش به جهاد است. جنبش‏های اسلامی پس از انقلاب اسلامی ایران، جهاد، شهادت و ایثار را به عنوان اصول اساسی پذیرفته‏اند.
مردمی بودن که یکی از ویژگی‏های انقلاب اسلامی ایران است، در جنبش‏های سیاسی اسلامی راه یافته است. این جنبش‏ها دریافته‏اند که اسلام، توانایی بسیج توده‏های مردم را دارد.
تقلید شعارهای انقلاب اسلامی ایران از سوی جنبشگران مسلمان، شکل دیگر تأثیر انقلاب اسلامی ایران است. برای مثال شعار مردم مصر «لا شرقیه و لا غربیه»، مردم کشمیر «الله اکبر» و «خمینی رهبر»، شعار مردم فلسطین «لا اله الا اللّه‏»، «اللّه‏ اکبر» و «پیروزی از آنِ اسلام است» می‏باشد.
از دیگر مظاهر انقلاب اسلامی ایران که در پیروان جنبش‏های سیاسی اسلامی معاصر دیده می‏شود، حجاب است. با پیروزی انقلاب اسلامی، گرایش به حجاب در نقاط مختلف جهان افزایش یافت.
تظاهرات به سبک ایران نیز یکی دیگر از آثار فرهنگی انقلاب اسلامی ایران بر حرکت‏های اسلامی و سیاسی معاصر به شمار می‏آید.

جهان‏شمولی

پدیده‏های سیاسی و اجتماعی بزرگ هر جامعه، همچون انقلاب‏های مطرح در تاریخ بشر، بر تحولات فکری، سیاسی و اجتماعی در خارج از مرزهای خود اثر می‏گذارند. انقلاب اسلامی ایران نیز از این قاعده بیرون نبوده است؛ به ویژه آنکه با رویکرد عقیدتی خود، از توانمندی تأثیرگذاری به گستره جغرافیایی جهان اسلام برخوردار بود. ویژگی اصلی انقلاب اسلامی، تبلیغ اسلام و اصول اساسی آن است. جهانی بودن انقلاب در گسترش فرهنگ اسلامی و افزایش اقتدار اسلامی جلوه‏گر می‏شود. گسترش انقلاب اسلامی نه تنها حرکتی انقلابی، بلکه وظیفه‏ای دینی به شمار می‏آمد. به همین دلیل در اصل 154 قانون اساسی آمده است: «جمهوری اسلامی ایران، سعادت انسان‏ها در کل جامعه بشری را آرمان خود می‏داند و استقلال، آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان می‏شناسد. بنابراین در عین خودداری کامل از هرگونه دخالت در امور داخلی ملت‏های دیگر، از مبارزه حق‏طلبانه مستضعفان در برابر مستکبران در هر نقطه از جهان حمایت می‏کند».

بازتاب انقلاب نور در جهان

آسیای مرکزی

استاد جمعه علی خان (معاون وقت وزیر فرهنگ قرقیزستان) می‏گوید: «شناخت اولیه ما از انقلاب، بسیار ناچیز بود... ما همین اندازه می‏دانستیم که امام خمینی رحمه‏الله ، شخصیتی سازش‏ناپذیر است که سال‏ها در تبعید زندگی کرده و به چیزی جز پیروزی انقلاب اسلامی و تأسیس حکومت اسلامی رضایت نمی‏دهد».
مقامات کشورهای تازه استقلال یافته، اعتراف کرده‏اند که با پیام امام خمینی رحمه‏الله به گورباچف، به عمق شخصیت ایشان پی برده و دانسته‏اند امام خمینی رحمه‏الله شخصیتی سیاسی در ردیف دیگر رهبران کشورها نیست. آنها پیام امام را مهم‏ترین و رساترین صدای انقلاب ایران در میان ملت‏های خود می‏دانند.

جنوب شرقی آسیا

احیای اسلام و تأثیر انقلاب در آسیای جنوب شرقی، به شیوه‏های گوناگونی به ویژه در مالزی و اندونزی تجلّی یافته است. از نشانه‏های آشکار این امر، حجاب بسیاری از زنان، توجه هر چه بیشتر مردم به نماز، روزه و دیگر عبادات، برنامه‏های مذهبیِ بیشتر در تلویزیون، استناد به اسلام در سخنرانی‏های سیاست‏مداران و مشارکت بیشتر در سازمان‏های اسلامی بین‏المللی است. نظر عمومی بر این است که انقلاب ایران، تأثیر مهمی بر عناصر آشنا به مذهب در این کشورها داشته است و مسلمانان بیش از پیش هویت خود را شناخته‏اند.

لبنان و فلسطین

حرکت‏های اسلامی در لبنان کاملاً با انقلاب اسلامی ایران در ارتباط هستند. یکی از اساتید دانشگاه لبنان می‏گوید: «در دنیای امروز، هر انسانی باید کسی را بیابد که از طرف او حمایت شود. در این ایام، ترکیه با گرایش به غرب، اسلام را رها کرد و کسی نبود که مسلمانان را حمایت کند. آمریکا و فرانسه و غرب نیز مسیحیان را حمایت می‏کنند. در این برهه می‏بایست کسی اسلام و مسلمین را حمایت می‏کرد. انقلاب اسلامی پیروز شد و مسلمانان لبنان و تمام مظلومان جهان را مورد حمایت خود قرار داد».

غرب و آمریک

تحلیلگران و صاحب‏نظران معتقدند که با آغاز عصر امام خمینی رحمه‏الله ، دین و دین‏داری در همه جهان گسترش یافته و زنده شده است. از این رو، کلیساها جان تازه‏ای گرفتند و حتی مذهبی بودن در اروپا با ارزش تلقی شد. خلاصه اینکه عصر امام خمینی رحمه‏الله ، عصر احیای دین و معنویت در جهان معاصر به شمار می‏آید.
یکی از اندیشمندان اسلامی در این‏باره گفته است: «مهم‏ترین دستاورد حرکت امام خمینی، احیای دین و دین‏گرایی در جهان معاصر بود؛ به گونه‏ای که به برکت این حرکت، نه تنها پیروان دین اسلام، بلکه پیروان دیگر ادیان، از جمله مسیحیت نیز حیاتی دوباره یافته و در نتیجه دین و دین‏گرایی در سایر ملل نیز افزایش یافت».

ویژگی‏های انقلاب اسلامی

گرایش دینی

یکی از ویژگی‏های انقلاب مردم ایران، خدا محوری آن است. در اصل 56 قانون اساسی جمهوری اسلامی می‏خوانیم: «حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است».
در وصیت‏نامه پیر عرفان و بنیان گذار انقلاب اسلامی، در این‏باره چنین آمده است: «ما می‏دانیم که این انقلاب بزرگ که دست جهان‏خواران و ستمگران را از ایران بزرگ کوتاه کرد، با تأییدات الهی پیروز گردید. اگر نبود دست توانای خداوند، امکان نداشت یک جمعیت 36 میلیونی با آن تبلیغات ضد اسلامی و ضد روحانی خصوصا در این صد سال اخیر... یکپارچه قیام کنند و در سرتاسر کشور با ایده واحد فریاد اللّه‏ اکبر و فداکاری‏های حیرت‏آور و معجزه‏آسا، تمام قدرت‏های داخل و خارج را کنار [زند].... تردیدی نیست که این یک تحفه الهی و هدیه غیبی بود که از جانب خداوند منّان بر این ملت مظلوم غارت زده عنایت شده است».

مردمی بودن انقلاب

مردمی بودن در انقلاب‏های دیگر هم کم و بیش دیده می‏شود، ولی در انقلاب اسلامی ایران بسیار برجسته‏تر است. در این انقلاب، بیشتر مردم به صحنه آمدند و خواستار سرنگونی رژیم شاهنشاهی و برقراری نظام اسلامی شدند. نظامی، کارگر، کارمند، کشاورز، روحانی، دانشجو و معلم، همه و همه در این انقلاب سهیم بودند. این وجه از مردمی بودن انقلاب شاخص است. در بیشتر انقلاب‏های دیگر، عنصر اصلی مبارزه، نیروهای متشکل حزبی و شبه‏نظامی بودند که از راه جنگ مسلحانه کار را تمام کردند و نقش مردم بیشتر حمایت و پشتیبانی از آنها بود، ولی در انقلاب ما، همه مردم نقش داشتند و در سراسر کشور با یک شدت و قدرت با رژیم پهلوی به مبارزه برخاستند.






نوع مطلب :
برچسب ها :
          
یکشنبه 16 بهمن 1390





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی